پنجشنبه 24 آبان 1397

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی حوادث توبه زنی که به شوهرش خیانت کرد

 
 

جمعه 16 شهريور 1397

توبه زنی که به شوهرش خیانت کرد

 
 


11سال پیش به‌ شکل سنتی ازدواج کردم. همسرم از اقوام دور پدرم و کارمند یکی از نهادهای دولتی بود و حاصل ازدواج ‌ما دو فرزند شش و 9 ساله است.

می گفت نمی خواستم این طور بشود ، هرچند ازدواجم سنتی بود اما باز هم وقتی زیر یک سقف رفتیم هیچ چیزی برای شوهرم کم نگذاشتم اما به هردری زدم نتوانستم سردی اخلاق شوهرم را تغییر دهم ، حالا هم با این وجود از کرده ام پشیمانم ، به بن بست خورده ام و نمی دانم چه راهی در پیش بگیرم ...
زن جوان که برای کمک گرفتن به مرکز مشاوره پلیس آمده بود داستان زندگی اش را این طور تعریف کرد که 11سال پیش به‌ شکل سنتی ازدواج کردم. همسرم از اقوام دور پدرم و کارمند یکی از نهادهای دولتی بود و حاصل ازدواج ‌ما دو فرزند شش و 9 ساله است. همسرم آدم آرام، خونسرد و کم‌ حرفی بود و نسبت به روابط عاطفی و زناشویی خیلی سرد و خشک برخورد می‌کرد اما با تمام این اوصاف، او مرد با ایمان و خداترسی بود و در زندگی از لحاظ رفاهی چیزی برای من و فرزندانم کم نمی گذاشت و تمام تلاشش را برای رفاه ما انجام می‌داد، در نقطه مقابل من خیلی برون‌ گرا و پرجنب ‌و جوش بودم. مشکل بزرگ من چیز دیگری بود، دوست داشتم شوهرم به من محبت کند و با من حرف بزند اما هر بار می‌خواستم سر صحبت را باز کنم، می‌گفت خسته است و بگذارم برای بعد...
11سال است که حرف هایم را گذاشته‌ام برای بعد و در قلبم تبدیل به عقده شده است. اوایل فکر می‌کردم به‌ مرور زمان و با آمدن فرزند شرایط بهتر می شود ولی هر چه گذشت فرقی نکرد و رابطه‌اش با من روزبه‌روز سردتر شد. همسرم فرد تحصیل‌کرده‌ای است و از همان ابتدا با من شرط کرد، درسم را ادامه دهم و تحصیلات عالی کسب کنم. همین شد که بعد از چهار سال زندگی مشترک‌، با اصرار همسرم به دانشگاه رفتم و در رشته مورد علاقه‌ام تحصیل را شروع کردم. ترم سوم بودم که خیلی اتفاقی متوجه نگاه‌های معنادار یکی از همکلاسی‌هایم به نام جواد شدم. او به بهانه‌های مختلف خودش را به من نزدیک و خواسته‌ اش را مطرح کرد. اول خیلی جا خوردم و به او گفتم متأهل هستم و دو فرزند دارم ولی ‌گفت فقط خودم برایش مهم هستم .
در این بین به ‌دلیل ابراز محبت‌ها و بهایی که به من می‌داد، کم‌کم به او علاقه‌مند شدم. از آن جا که جواد را در جریان تمام مشکلات زندگی‌ام گذاشته بودم، جای تمام عقده‌های عاطفی‌ و رنجی را که از زندگی مشترک با همسرم برده بودم، برایم پر می‌کرد، انگار تازه متولد شده بودم.
مدتی نگذشت که ادامه رابطه پیامکی و تلفنی من با جواد مرا به گرداب خیانت کشاند. حالا ‌دچار عذاب وجدان شده‌ام و نگران هستم مبادا شوهرم دیر یا زود از قضیه بو ببرد. می‌دانم پایان این رابطه تباهی و غرق شدن در فساد و از هم‌ پاشیده شدن زندگی‌ام است اما توان قطع رابطه با جواد را ندارم. او با این که ازدواج کرده است ولی دست از سرم بر نمی دارد ، از یک سو از کرده ام پشیمانم و از طرفی نمی دانم باید چه راهی را در پیش بگیرم ، می دانم اشتباه کرده ام و شاید سخت بشود آن را جبران کرد اما می خواهم جبران کنم ، من زندگی ام را دوست دارم .

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مسکن به «پیک قیمت» رسید
:: فناوری اطلاعات ::
کُدی که کاربران آیفون و آیپد را عصبانی می‌کند!
:: روی خط جوانی ::
۱۵ پرسش کلیدی برای یک ازدواج موفق
:: ورزش ::
برانکو:تا من هستم پرسپولیس هجومی است
:: فرهنگ و هنر ::
سینما‌ها ۵ روز تعطیل می شوند
:: حوادث ::
نجات جان مادر باردار در راهپیمایی اربعین

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار