جمعه 6 خرداد 1401

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 

اخبار داخلی روی خط جوانی عجیب ترین بهانه ها برای طلاق

 
 

سه شنبه 16 فروردين 1401

عجیب ترین بهانه ها برای طلاق

 
 

خوش قلبی همسر، چاق شدن شوهر، استعفا از محل کار و ... بهانه های عجیبی است که باعث شد کار زوج های جوان به دادگاه خانواده کشیده شود.

خیلی عجیب و غریب است، زندگی ای که با عشق و هیجان آغاز کرده اند را به راحتی از دست می دهند، به سادگی پایان آن را به تصویر می کشند و بر تصمیم خود هم مصمم هستند. زوج هایی که برای بقیه زندگی شان تصمیم گرفتند شریکی پیدا کنند و آینده شان را با شریک خود تصور ، می کردند حالا فقط به دلایلی بی اهمیت تن به جدایی می دهند. نه اعتیاد، نه خیانت و نه حتی کتک کاری، دلیل دادخواست طلاق آنها نیست و دلایلی عجیب برای این تصمیم خود دارند.
امسال هم پرونده های عجیب طلاق در دادگاههای خانواده مطرح شد که تپش جام جم به مرور تعدادی از آنها پرداخته است و در ادامه می خوانید.

خوش قلبی دردسرساز مرد جوان
همین چند وقت پیش زن جوانی به دادگاه خانواده رفت تا از شوهرش برای همیشه جدا شود. او تنها یک دلیل برای این درخواست داشت، آن هم خوش قلب بودن شوهرش.
راضیه از خوش قلبی بیش از حد شوهرش ناراحت و عصبانی بود. به همین دلیل تصمیم گرفت درخواست طلاق بدهد. این زن وقتی مقابل قاضی قرار گرفت درباره ماجرای زندگی اش گفت: سه سال است ازدواج کرده ام ولی دیگر تحمل زندگی با این مرد را ندارم. او بیش از حد خوش قلب است. خوش قلبی یک ویژگی خوب است، ولی شوهرم حد و مرز خوش قلبی را گذرانده است. او حتی از زندگی خودمان هم می زند تا به بقیه برسد. فقط در حال خدمت کردن به مردم است. سه سال است دارم تحمل می کنم. ولی دیگر خسته شده ام.

جنجال بر سر اندام زیبا
زوج دیگری به خاطر اندام زیبا، کارشان به دادگاه خانواده تهران کشیده شد. زن جوان از چاق شدن بیش از حد شوهرش شاکی بود برای همین دیگر نمی توانست او را تحمل کند و تصمیم به جدایی گرفت. این زن از این که شوهرش دیگر هیکل ورزشکاری نداشت و نمی توانست با او جایی برود، ناراحت بود.
همین مساله نیز به یکی از پرونده های عجیب طلاق در دادگاه خانواده تبدیل شد. این زن دو سال و نیم با شوهرش زندگی کرد. از همان روزهای اول شوهرش باشگاه می رفت و اندام ورزشکاری داشت. اما گویا بعد از ازدواج کم کم ورزش را رها کرد. رژیم غذایی اش را هم همین طور، برای همین چاق شد، آنقدر که اندامش بهم ریخت و از ریخت و قیافه هم افتاد. زن جوان هم دیگر نتوانست شوهرش را تحمل کند. او که عاشق هیکل شوهرش شده بود، بعد از چاقی او تصمیم به جدایی گرفت.

شرط بندی شوخی که جدی شد
این بار شرط بندی و کل کل و شوخی زوج جوان را به دادگاه خانواده کشانده بود. آنها ۱۱ ماه با هم زندگی کرده بودند. ولی به خاطر یک شرط بندی ساده، چنان دعوایی کردند که در نهایت تصمیم به جدایی گرفتند.
ماجرا از این قرار بود که نیره و اشکان بر سر یک مساله با هم شرط بندی کردند، اشکان باخت و نیره از او پولش را خواست، همه چیز ابتدا یک شوخی ساده بود. وقتی نیره از شوهرش خواست پول شرط بندی را بدهد، اشکان عصبانی شد. کل کل ها به دعوای جدی تبدیل شد و در نهایت این زوج به دادگاه خانواده رفتند. زندگی آرام این زوج به خاطر یک شرط بندی کودکانه به میدان جنگ تبدیل شد.

استعفای ششم از زندگی
زندگی نسرین و حسین عاشقانه شروع شد. این عشق ادامه داشت تا این که حسین برای پنجمین بار از شغلش استعفا داد. نسرین هم وقتی دید شوهرش در هیچ شغل ثابتی ماندگار نیست ومرتب استعفا می دهد، تصمیم گرفت به زندگی مشترکش برای همیشه پایان دهد.
حسین پنج بار از پنج شغل مختلف استفعا داده بود، اما هرگز تصور نمی کرد این استعفاها زندگی مشترکش را تحت تاثیر قرار دهد. زن جوان وقتی در مقابل قاضی دادگاه خانواده قرار گرفت درباره ماجرای زندگی اش گفت: دو سال بیشتر نیست که با حسین ازدواج کرده ام. اما در این مدت متوجه شدم او مرد تنوع طلب و بی مسوولیتی است. چون در هیچ کدام از کارها و شغلهایش ماندگار نیست. سر هر کاری می رود مرتب ایراد می گیرد و بعد از مدت کوتاهی استعفا می دهد.

 
 
   
 
 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار